محمدرضا عزیزپور: روابط عمومی در سایه انتصاب‌های غیرتخصصی به ابزار تبلیغات سیاسی تنزل می‌یابد

این گفتگو بخشی از پرونده ویژه «آسیب‌شناسی روابط عمومی ایران» است که در رسانه تخصصی «ارتباط‌گر» (ertebatgar.ir) با همراهی جمعی از اساتید و متخصصان حوزه ارتباطات و روابط عمومی منتشر می‌شود. هدف اصلی آن، تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های موجود و تبیین مسیر پیشرفت روابط عمومی در ایران است که در نهایت، نتایج جامع این گفت‌وگوها در قالب یک کتاب منتشر خواهد شد.

محمدرضا عزیزپور پیرسرایی، مدرس دانشگاه و عضو شورای سیاست‌گذاری انجمن روابط عمومی آذربایجان شرقی، معتقد است که جایگاه روابط عمومی در هر نظام سیاسی به میزان اهمیت و احترامی که برای افکار عمومی قائل‌اند بستگی دارد. او بر این باور است که در ساختارهای مردم‌سالار، نظر و نقش مردم در اداره امور به‌صورت طبیعی پررنگ‌تر و محترم شمرده می‌شود و در نتیجه، روابط عمومی از چارچوب تبلیغات صرف فراتر رفته، واقعی‌تر و مؤثرتر عمل می‌کند. اما در سایر نظام‌های سیاسی که نقش مردم در تصمیم‌گیری‌های کلان و خرد کمرنگ است، روابط عمومی نیز به ابزاری برای تبلیغات سیاسی تنزل پیدا می‌کند و نمی‌تواند وظایف واقعی خود را ایفا کند.

عزیزپور با انتقاد از تضعیف جایگاه روابط عمومی در ساختار اداری کشور طی ده سال گذشته، بر ضرورت بازنگری اساسی این موقعیت توسط سازمان امور اداری و استخدامی تأکید می‌کند و معتقد است که تدوین شرایط مشخص برای انتصاب مدیران و کارشناسان روابط عمومی، گام حیاتی در بازتعریف و احیای ارزش واقعی این حوزه است. او می‌گوید: «ذات نایافته از هستی‌بخش کی تواند که شود هستی‌بخش؟» و به این اشاره دارد که بدون شرایط و آموزش‌های لازم، انتصاب‌های سلیقه‌ای و جناحی نمی‌تواند منجر به توسعه حقیقی روابط عمومی شود.

عزیزپور موضوع آموزش مستمر مدیران و کارشناسان روابط عمومی را در برابر تحولات سریع فناوری حیاتی می‌داند و می‌گوید که نادیده گرفتن توسعه مهارت‌ها و دانش تخصصی، مانعی جدی برای تحقق اهداف نهاد روابط عمومی است. به گفته او، نه‌تنها اسناد بالادستی کشور مانند برنامه‌های پنج‌ساله توسعه، قوانین بودجه و سند آمایش سرزمین هیچ اشاره مستقیمی به اهمیت و نقش روابط عمومی در پیشرفت کشور ندارند، بلکه در تدوین این اسناد نیز از نظر متخصصان و خبرگان حوزه روابط عمومی غفلت می‌شود.

او در ادامه به نقش دانشگاه‌ها در پیشرفت روابط عمومی اشاره می‌کند و ضمن انکارناپذیر خواندن اهمیت آموزش آکادمیک، انتقاد می‌کند که در بسیاری از شهرهای بزرگ – از جمله تبریز با قدمتی بیش از ۸۰ سال در حوزه آموزش عالی – هنوز رشته علوم ارتباطات راه‌اندازی نشده است. به باور عزیزپور، این کمبود باعث می‌شود علاقه‌مندان به روابط عمومی در شمال غرب کشور نتوانند مسیر تحصیلی و شغلی خود را راحت طی کنند و به اجبار به سایر مراکز آموزشی در پایتخت یا شهرهای دیگر روی آورند.

عزیزپور همچنین معتقد است نقش نهادهای تخصصی و مردمی روابط عمومی مانند انجمن‌ها، در توسعه و پیشرفت این حوزه کلیدی است. او می‌گوید اگر این نهادها با درایت، چالش‌ها و کمبودهای روابط عمومی را شناسایی و پیگیری کنند، بخشی از وظایفی که در سایر بخش‌ها مغفول مانده، جبران خواهد شد. اما در عمل، مسیر‌های اصلی مغفول مانده و بسیاری از تشکل‌ها درگیر فعالیت‌هایی حاشیه‌ای یا غیراثرگذار شده‌اند.

در نهایت، عزیزپور انتصاب مدیران و کارشناسان روابط عمومی را مشروط به تعریف دقیق و تدوین دستورالعمل‌های شفاف توسط مراجع رسمی می‌داند. او تأکید می‌کند که الزامی شدن رعایت این مقررات برای تمامی دستگاه‌های دولتی، می‌تواند افق تازه‌ای در توسعه روابط عمومی بگشاید؛ در غیر این صورت، امید چندانی به انتصاب‌های غیرتخصصی نیست و این حوزه نمی‌تواند آن‌گونه که شایسته است، به شکوفایی برسد.