ارتباط گر (رسانه روابط عمومی ایران) – ابراهیم مولائی (فعال ارتباطات و روابط عمومی)
صبحگاه سیزدهم فروردین ماه، نسیم بهاری که میوزد شور و شوقی عمومی در دل مردم ایران برمیخیزد. کمتر خانوادهای را میتوان یافت که برای سیزدهبهدر، از روزها قبل برنامهریزی نکرده باشد و با سبدهای پر از خوراکی و دلهایی پر از امید رهسپار دامان طبیعت نشود. این آیین کهن، آخرین روز تعطیلات نوروزی را به جشن طبیعت بدل میکند و خاطراتی ماندگار از دورهمیهای خانوادگی زیر آسمان آبی بر جای میگذارد. برای بسیاری از ایرانیان، سیزدهبهدر فقط یک روز تفریحی نیست بلکه بخشی از هویت فرهنگی و گنجینهٔ مشترک خاطرات کودکی و جوانی آنها است؛ روزی که خندههای کودکان در کنار بزرگان خانواده طنینانداز میشود و پیوندهای عاطفی را محکمتر میکند. چنین است که سیزدهبهدر جایگاهی ویژه در قلب مردم یافته است و هر سال با شور و اشتیاق برگزار میشود.
آیا آیین کهن سیزدهبهدر در عصر دیجیتال همچنان میتواند ارتباطات خانوادگی و هویت فرهنگی ایرانیان را تقویت کند؟ این مقاله با نگاهی ارتباطی و جامعهشناختی، نقش روز طبیعت را در بازسازی پیوندهای اجتماعی بررسی میکند.
پیشینه تاریخی و اسطورهای سیزدهبهدر
سیزدهبهدر (روز طبیعت) سیزدهمین روز فروردین و از جشنهای باستانی نوروز است. بر اساس برخی روایتها، در ایران باستان نوروز جشنی دوازدهروزه بوده و هر روز نمادی از یک ماه سال بهشمار میرفته است. روز سیزدهم فروردین به عنوان کاملکنندهٔ جشنهای نوروزی در فضای باز برگزار میشد و بدین ترتیب دورهٔ رسمی نوروز پایان مییافت. در تقویم کهن ایرانی، هر روز ماه نام ویژهای داشت و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی «تیر روز» نامیده میشد که منسوب به ایزد باران (تیشتر) بود. از این رو، سیزدهم فروردین زمانی برای شکرگزاری از بارانهای بهاری و طلب بارشهای پربرکت در سال پیشرو بوده است. این روز نزد ایرانیان بسیار خجسته تلقی میشد؛ چنانکه حتی در منابعی مانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، روز سیزدهم نوروز را «سعد» (نیک و مبارک) ثبت کردهاند. برخلاف باور رایج به نحسی عدد ۱۳ که تحت تأثیر فرهنگ اروپایی به بعد از دوران صفویه در ایران پدیدار شد، در فرهنگ باستانی ما این روز نه تنها نحس نبوده بلکه زمانی برای جشن و شادی در آغوش طبیعت به شمار میرفته است. برخی پژوهشها نیز آیینهای مشابهی در تمدنهای کهن بینالنهرین یافتهاند؛ برای مثال در جشن سال نو بابِل (آکیتو) نیز پس از دوازده روز مراسم، روز سیزدهم جشن بیرون از شهر و در طبیعت برگزار میشده است که نشان میدهد پیشینهٔ سیزدهبهدر ممکن است به چهار هزار سال پیش بازگردد.
آیینها و رفتارهای اجتماعی در روز طبیعت (سیزدهبهدر)
سیزدهبهدر در طی قرون متمادی آداب و رسوم ویژهای به خود گرفته است. در این روز، ایرانیان به صورت دستهجمعی از خانهها بیرون میآیند و به دامان طبیعت میروند. بیرون رفتن به طبیعت مهمترین و فراگیرترین رسم سیزدهبهدر است؛ مردم شهر و روستا دستهجمعی روانهٔ پارکها، باغها، دشتها و کنار رودها میشوند تا روز را زیر آسمان آزاد بگذرانند. این کار نمادی از رها کردن مشکلات و نحسیها در فضای بستهٔ خانه و پیوند دوباره با طبیعت است. برخی خانوادهها از شب قبل تدارک مفصل یک پیکنیک خانوادگی را میبینند؛ غذاهای خانگی مخصوص این روز آماده میکنند و وسایل بازی و سرگرمی را همراه میبرند تا یک روز شاد در کنار عزیزانشان داشته باشند. بساط دورهمی و بازیهای گروهی نیز در گوشه و کنار طبیعت پهن است؛ از بازیهای سنتی گرفته تا ورزشهای جمعی مدرن. کودکان و جوانان مشغول بازی و نشاط میشوند و بزرگترها با گپوگفت صمیمانه و شوخیهای دستهجمعی از هوای دلپذیر بهاری لذت میبرند. از آیینهای نمادین این روز، گره زدن سبزه است که بیشتر توسط جوانان انجام میشود. سبزههای سبز شده برای سفره هفتسین، در سیزدهبهدر به طبیعت سپرده میشوند. دختران و پسران با نیت آرزوهای نیک – بهویژه نیت ازدواج و پیوند محبت – ساقههای سبزه را گره میزنند و باور دارند که طبیعت در برآورده شدن این آرزوها شاهد و مددکار خواهد بود. سپس سبزه گرهزده را غالباً به آب روان میسپارند؛ یعنی آن را در رودخانه یا جویبار رها میکنند تا همراه آب به سفر خویش ادامه دهد و بدیها و نحسیها را از خانواده دور سازد. در گذشته رسم بود که سبزه را با احترام در خاک بکارند تا به زمین بازگردد، هرچند امروزه این رسم کمتر رعایت میشود و متأسفانه گاه سبزهها بدون توجه در طبیعت رها میشوند. خوردن خوراکیهای ویژه سیزدهبهدر نیز بخشی از این آیین است. بسیاری از خانوادهها برای پیکنیک خود آش رشته میپزند که غذایی سنتی و جمعپسند است و معتقدند خوردن آن در هوای آزاد لطف دیگری دارد. همچنین کاهو و سکنجبین از تنقلات مرسوم این روز است که هم خاصیت خنککنندگی در هوای بهاری دارد و هم ریشه در سنتهای طب ایرانی دارد. در برخی مناطق، خوراکها یا تنقلات محلی خاصی برای این روز تهیه میشود که به غنای فرهنگی آیین میافزاید. در نقاط مختلف ایران ممکن است رسوم متنوع دیگری هم در سیزدهبهدر انجام شود. برای مثال در مناطق کردنشین رسمی وجود دارد که ۱۳ سنگریزه به نشانه دفع بلا به پشت سر پرتاب میکنند و با هر سنگ آرزویی نیک میکنند. یا در برخی مناطق آذربایجان بازی سنتی چیلینگآغاج (نوعی بازی با چوب) برگزار میشود. هر منطقه با توجه به فرهنگ خود، رنگوبوی محلی به این جشن ملی میدهد اما در نهایت اشتراک همه این آیینها، بیرون بودن در دل طبیعت، شادی جمعی و تجدید پیوند انسان و طبیعت است.
سیزدهبهدر، ارتباطات خانوادگی و بیننسلی در زندگی مدرن
آیین سیزدهبهدر در کنار تمامی جنبههای تفریحی و فرهنگی خود، کارکردی اجتماعی در تقویت ارتباطات خانوادگی و پیوندهای بیننسلی دارد. از منظر علم ارتباطات و جامعهشناسی، گردهماییهای آیینی نقش مهمی در استحکام شبکههای اجتماعی و خانوادگی ایفا میکنند. خانواده به عنوان کوچکترین واحد جامعه، برای حفظ پویایی و صمیمیت نیازمند تعاملات رو در رو و خلق خاطرات مشترک است. در سبک زندگی مدرن و شهرنشینی امروزی، با وجود آپارتماننشینی، مشغلههای کاری، فاصلههای جغرافیایی بین اقوام و همچنین غلبه ارتباطات مجازی، فرصت باهمبودن اعضای خانواده بهشدت محدود شده است. سیزدهبهدر به مثابه یک فرصت طلایی عمل میکند که در آن خانوادهها از کودکان تا پدربزرگ و مادربزرگها در کنار هم به طبیعت میروند، ساعات طولانی را به گفتگو، بازی و همکاری در برپایی پیکنیک میگذرانند و بدین ترتیب تعاملات عاطفی و کلامی عمیقی بین نسلها برقرار میشود. مشاهده میکنیم که بزرگترهای خانواده در خلال این دورهمیها خاطرات و داستانهای گذشته را برای جوانترها بازگو میکنند و سنتها را به نسل بعد منتقل میکنند. در مقابل، جوانان نیز انرژی و شور خود را به جمع خانواده تزریق مینمایند. این تبادل بیننسلی، به تقویت تفاهم و همدلی میان نسلها میانجامد و شکاف نسلی را که ممکن است در زندگی روزمره و دنیای دیجیتال امروز ایجاد شده باشد، کاهش میدهد. از منظر نظریههای ارتباطات، میتوان سیزدهبهدر را یک «ارتباط آیینی» دانست؛ مفهومی که جیمز کری – نظریهپرداز ارتباطات – مطرح میکند و معتقد است مراسم و آیینها یکی از اشکال انتقال فرهنگ و همبستگی اجتماعی هستند. در این روز، ارتباط میانفردی در بهترین و مؤثرترین شکل خود جریان مییابد؛ ارتباطی چهرهبهچهره که با زبان، لبخند، تماس چشمی و حتی همکاری فیزیکی (مثلاً در آمادهسازی غذا یا بازیهای گروهی) غنی میشود. چنین تعاملی دارای بار عاطفی بالاست و پیوندهای خانوادگی را تحکیم میکند، چیزی که هرگز از طریق پیامرسانهای دیجیتال یا شبکههای اجتماعی مجازی بهطور کامل حاصل نمیشود. به بیان دیگر، کیفیت ارتباط در سیزدهبهدر از حیث صمیمیت و توجه متقابل بسیار بالاست و فرصتی فراهم میآورد تا سوءتفاهمهای احتمالی حلوفصل شوند، محبتها ابراز گردند و خاطرهای مشترک شکل بگیرد که سرمایهٔ عاطفی خانواده را افزایش میدهد. همچنین در زندگی شهرنشینی که فضاهای مسکونی کوچک و محصور است، یک روز کامل در دل طبیعت بودن، تأثیری روانی مثبتی بر افراد خانواده دارد. مطالعات روانشناختی نشان دادهاند که طبیعتگردی و هوای آزاد استرس را کاهش میدهد و خلقوخوی افراد را بهبود میبخشد. از این رو نشاط جمعی حاصل از سیزدهبهدر باعث میشود افراد خانواده با حال بهتری در کنار هم باشند و ارتباطاتشان بهجای تنش و عجلهٔ روزمره، در فضایی آرام و شاداب شکل گیرد. این تجربهٔ مثبت جمعی، احساس تعلق به خانواده را تقویت کرده و میتواند حتی پس از پایان روز سیزدهبهدر، اثرات خود را در بهبود روابط اعضا باقی بگذارد.
مقایسه با آیینهای مشابه در فرهنگهای دیگر
جذابیت و کارکرد آیینهای جمعی در طبیعت، منحصر به فرهنگ ایرانی نیست و در سایر جوامع نیز میتوان نمونههای مشابهی را یافت که بهار را با دورهمی در دل طبیعت جشن میگیرند. یک نمونه برجسته، جشن هانامی (Hanami) در ژاپن است. هانامی به معنای «گلدیدن» سنت دیرینهٔ ژاپنی برای لذت بردن از شکوفههای زیبای بهاری بهویژه شکوفههای درختان ساکورا (گیلاس) است. از اواخر ماه مارس تا اوایل آوریل که درختان ساکورا در پارکها و اطراف قلعهها شکوفا میشوند، مردم سراسر ژاپن به صورت خانوادگی یا گروه دوستان و همکاران زیر درختان جمع میشوند. آنها زیر سایهسار صورتیرنگ شکوفهها بساط پیکنیک پهن کرده، غذاها و نوشیدنیهای سنتی را صرف میکنند و به گفتگو و جشن میپردازند. کودکان، جوانان و سالمندان همگی در این ضیافت طبیعت حضور دارند و بهترین مکانهای زیر درختان از روزها قبل رزرو میشود تا خانوادهها و دوستان بتوانند ساعاتی را در کنار یکدیگر از زیبایی زودگذر شکوفهها لذت ببرند. هانامی همانند سیزدهبهدر فرصتی برای اتصال انسان به طبیعت و نیز تقویت پیوندهای اجتماعی است. فضای شاد و غیررسمی این مراسم در ژاپن موجب میشود افراد فارغ از مشغلههای کاری روزمره، دور هم جمع شوند و لحظاتی مفرّح و بهیادماندنی خلق کنند؛ کاری که به شکل دیگری ما ایرانیان در روز طبیعت انجام میدهیم. در فرهنگهای غربی نیز هرچند آیینی دقیقا معادل سیزدهبهدر وجود ندارد، اما برخی سنتهای بهاری بر گردهمایی خانوادگی در طبیعت تأکید دارند. برای مثال، در بسیاری از کشورهای مسیحی، عید پاک (Easter) که معمولاً در اوایل بهار جشن گرفته میشود، با برنامههایی خانوادگی همراه است که برخی از آنها در فضای باز برگزار میگردد. در ایام عید پاک، جدای از مراسم مذهبی، خانوادهها گرد هم میآیند و سنتهایی مانند جستجوی تخممرغهای رنگی در طبیعت برای کودکان برگزار میکنند یا در صورت مساعد بودن هوا، پیکنیک عید پاک ترتیب میدهند. به طور ویژه در ایتالیا روز بعد از عید پاک (که به آن پاسکوتا یا عید پاک کوچك میگویند) مردم سنت پیکنیک خانوادگی دارند و غذاهای خاص عید مانند انواع کیکها، نان شیرین و تخممرغ را در کنار هم در طبیعت میل میکنند. حتی ضربالمثلی است که میگوید: «کریسمس را با خانوادهات باش، عید پاک را با هر که میخواهی»، اشاره به همین سنت گردهمایی دوستان و خانواده در فضای باز در عید پاک دارد. هرچند این آیینها از نظر خاستگاه تاریخی و مذهبی با سیزدهبهدر متفاوتاند، اما همگی نشانگر یک نیاز مشترک انسانیاند: جشن گرفتن نو شدن طبیعت و بهار با حضور در دل طبیعت و در کنار هم بودن. این امر اهمیت جهانشمول طبیعتگردی جمعی را در فرهنگهای مختلف نشان میدهد و تأکیدی است بر اینکه پیوند با طبیعت و اجتماع، بخشی از ذات فرهنگهای گوناگون است.
سیزدهبهدر از نگاه روابط عمومی: سرمایه اجتماعی و حس تعلق
نگاهی روابطعمومیمحور به آیین سیزدهبهدر نشان میدهد که این سنت دیرینه صرفاً یک جشن ملی نیست، بلکه ظرفیتی ارزشمند برای توسعه سرمایه اجتماعی و تقویت ارتباطات میانفردی در جامعه دارد. سرمایه اجتماعی که همان اعتماد و پیوند میان افراد جامعه است، در دنیای مدرن امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض فرسایش قرار گرفته است. فردگرایی روزافزون، مشغلههای زندگی و گسترش ارتباطات مجازی باعث شدهاند تعاملات رو در رو و اعتماد متقابل میان مردم کاهش یابد و احساس انزوا در جامعه مدرن تقویت شود. در این میان، سنتهایی مانند سیزدهبهدر میتوانند همچون مرهمی بر این فاصلههای اجتماعی عمل کنند و ما را بار دیگر به یکدیگر نزدیکتر سازند. سیزدهبهدر به شکل ناخودآگاه نوعی روابط عمومی خودجوش اجتماعی است که مردم عادی برگزارکنندگان آن هستند. وقتی میلیونها ایرانی در یک روز مشخص همزمان به محیطهای طبیعی میروند، نوعی حس مشارکت در یک رویداد ملی شکل میگیرد. غریبهها در پارک و طبیعت به هم لبخند میزنند، احوالپرسی میکنند یا بساط بازی و ورزش جمعی راه میاندازند. این تماسها و ارتباطات میانفردی هرچند کوتاه، احساس نزدیکی و اعتماد را در جامعه افزایش میدهد. همبستگی اجتماعی که در چنین روزی مشاهده میشود یکی از ارزشمندترین جنبههای سیزدهبهدر است. خانوادهها، دوستان و حتی همسایگان با هم متحد میشوند تا روز خوشی را رقم بزنند و همین تعاملات به ظاهر ساده، تار و پود اعتماد اجتماعی را محکمتر میکند. بسیاری از آیینهای ما در طول تاریخ دقیقاً با همین هدف شکل گرفتهاند که مردم را به هم نزدیکتر و جامعه را بانشاطتر کنند. برگزاری سیزدهبهدر نیز از دید جامعهشناسان نقشی مهم در بارور کردن و نگهداری سرمایه اجتماعی دارد و شادی و امید را در کل جامعه تزریق میکند. تقویت سرمایه اجتماعی از رهگذر آیینهایی چون روز طبیعت، میتواند دستاوردهای متعددی داشته باشد. به گفته جامعهشناسان، رشد سرمایه اجتماعی باعث کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش همکاری و مشارکت عمومی و حتی بهبود وضعیت اقتصادی و توسعه میشود. در حقیقت هر چه اعتماد عمومی و پیوندهای میان مردم بیشتر باشد، جامعه برای پیشرفت آمادهتر است. سیزدهبهدر نمونهای از یک سرمایه فرهنگی است که اگر به درستی پاس داشته شود، میتواند به افزایش این اعتماد و همکاری اجتماعی کمک کند. حضور اقشار مختلف مردم در کنار هم – بدون توجه به طبقه، قومیت یا عقیده – در فضای صمیمی طبیعت، حس تعلق اجتماعی را تقویت میکند و یادآور میشود که همه ما عضو یک خانواده بزرگتر به نام جامعه ایران هستیم. از منظر روابطعمومی، این روز میتواند فرصتی برای نهادها و سازمانها نیز باشد تا پیامهای وحدتبخش و آموزشهای شهروندی (مثل احترام به طبیعت یا ترویج سبک زندگی سالم) را در قالب جشن و سرگرمی به مردم منتقل کنند. بسیاری از کمپینهای محیطزیستی و فرهنگی از اجتماع گسترده مردم در این روز بهره میگیرند تا مثلا بر حفظ پاکیزگی طبیعت تأکید کنند یا برنامههای مشارکتی برگزار کنند. چنین فعالیتهایی اگر به خوبی سازماندهی شوند، اثر مضاعفی بر ارتقای حس مسئولیت جمعی و انسجام اجتماعی خواهند داشت. نکته قابل توجه دیگر، سرمایه ملی محیطزیست است که با این آیین گره خورده. طبیعت بخشی از سرمایههای ملی و اجتماعی ماست و رفتار ما در روز طبیعت میتواند بازتابی از میزان بلوغ فرهنگی جامعه در حفظ این سرمایه مشترک باشد. همانگونه که جامعهشناسان هشدار میدهند، آیین زیبای سیزدهبهدر نباید به بهای تخریب طبیعت تمام شود. خوشبختانه در سالهای اخیر آگاهیبخشی زیادی در رسانهها صورت گرفته تا مردم زبالههای خود را در طبیعت رها نکنند، به پوشش گیاهی آسیب نرسانند و با دقت از آتش استفاده کنند. پیام اصلی این است که نحسی واقعی سیزدهبهدر زمانی گریبان ما را خواهد گرفت که به طبیعت آسیب برسانیم؛ چرا که در این صورت هم سرمایه طبیعی خود را از دست میدهیم و هم میراث آیینی را برای آیندگان مخدوش میکنیم. بنابراین از منظر روابط عمومی و سرمایه اجتماعی، سیزدهبهدر زمانی به اوج کارکرد مثبت خود میرسد که با مسئولیتپذیری جمعی نسبت به طبیعت همراه باشد. در این حالت، روز طبیعت به تقویت دو پیوند حیاتی کمک میکند: پیوند انسانها با یکدیگر و پیوند انسان با طبیعت.
ضرورت حفظ و بازآفرینی آیینهای همبستگی در عصر دیجیتال
سیزدهبهدر به عنوان یک میراث فرهنگی و اجتماعی، قرنهاست که روحیهٔ سرزندگی، امیدواری و نگاه متعادل ایرانیان به زندگی و طبیعت را منعکس میکند. در پایان این مقاله، باید بر اهمیت پاسداری از این میراث در دنیای امروز تأکید کنیم. عصری که ما در آن زندگی میکنیم عصر دیجیتال و فناوری است؛ عصری که ارتباطات مجازی فراوان شده اما برخی روابط انسانی در آن کمرنگتر گردیده است. در چنین شرایطی، آیینهایی مانند سیزدهبهدر نقشی دوچندان حیاتی پیدا میکنند. این سنتها پلهایی میان گذشته و آیندهاند که به ما یادآوری میکنند انسان همانقدر که به پیشرفت تکنولوژی نیازمند است، به باهم بودن انسانی در دامن طبیعت نیز محتاج است. حفظ و بازآفرینی آیینهایی نظیر روز طبیعت به معنای دمیدن روح تازه در کالبد روابط انسانی است. باید تلاش کنیم نسلهای آینده نیز سیزدهبهدر را بشناسند، ارزش آن را درک کنند و آن را به سبک زندگی مدرن خود پیوند بزنند. این امر نیازمند آموزش و آگاهیبخشی است؛ از خانوادهها گرفته تا نظام آموزشی و رسانهها باید در انتقال این فرهنگ کوشا باشند. ما میتوانیم با کمی خلاقیت، برخی عناصر این آیین را با شرایط امروز تطبیق دهیم تا برای کودکان و نوجوانان جذاب باقی بماند – مثلاً برگزاری مسابقات گروهی مدرن در دل طبیعت یا بهرهگیری از شبکههای اجتماعی برای تشویق به پاکیزه نگه داشتن محیط در روز سیزدهبهدر. به بیان دیگر، بازآفرینی آیینها به معنای حفظ جوهرهٔ همبستگیبخش و شادیآفرین آنها و در عین حال بهروز کردن شیوه اجراست تا همواره در زندگی مردم جاری بمانند. در نهایت، سیزدهبهدر یادآور این حقیقت ساده اما مهم است که خوشبختی جمعی در گرو بازگشت به ارزشهای بنیادین انسانی است: با هم خندیدن، در کنار هم خوراک خوردن، دست در دست هم در طبیعت قدم زدن و پاس داشتن نعمتهایی که زمین به ما ارزانی داشته است. این آیین کهن به ما گوشزد میکند در جهانی که به سرعت در حال دیجیتالی شدن است، هنوز هم لمس سبزه با دست، نگاه به چهره خندان عزیزان و شنیدن خندههای کودکانه زیر درختان بلند جایگزینی ندارد. پس بیایید این میراث نیاکان را پاس بداریم، در حفظ طبیعتش کوشا باشیم و با بازآفرینی خلاقانه، آن را به عنوان راهی برای بازسازی پیوندهای انسانی در دل زندگی مدرن زنده نگه داریم. روز طبیعت فرصتی است برای عهدی نو با زمین و با یکدیگر؛ عهدی برای زندگی اجتماعی بهتر، خانوادههای صمیمیتر و طبیعتی پایدارتر.
ارسال پاسخ