کلید خروجیِ عالی، ورودیِ هوشمندانه است.
نور، دوربین — هوش مصنوعی؟ تفاوت میان یک ویدئوی معمولیِ تولیدشده با هوش مصنوعی و اثری که واقعاً تأثیرگذار است، در این است که مانند یک خالق جادوی سینما فکر کنید.
در کارگاههای پیشهمایش «Ragan’s AI Horizons Conference» که روز گذشته در فورت لادردیل برگزار شد، استفانی نیوینسکوس، مدیرعامل SizzleForce Marketing، به حاضران گفت متخصصان ارتباطات باید خود را جای یک کارگردان فیلم بگذارند تا بتوانند از پلتفرمهای ویدئوی مبتنی بر هوش مصنوعی، خروجی دلخواهشان را دریافت کنند.
نیوینسکوس گفت: «بیشتر افراد از ابزارهای ویدئوی هوش مصنوعی میخواهند که “خوب به نظر برسد” و همین مشکل اصلی است. این سیستمها زمانی بهترین عملکرد را دارند که از کلیگویی دست بردارید و مانند یک کارگردان در صحنه، دقیق و مشخص دستور بدهید.»
او تأکید کرد فاصله میان کیفیت فنی و میزان باورپذیری نزد مخاطب، معمولاً به نحوه پرامپتنویسیِ متخصصان ارتباطات بازمیگردد.
به گفته او، وقتی افراد پرامپت مینویسند، ممکن است بگویند: «یک ویدئوی حرفهای از مدیرعامل ما بساز. جذاب به نظر برسد. چیزی باکیفیت بالا تولید کن.» این دقیقاً شبیه آن است که به مدیر فیلمبرداری بگویید «کاری کن خوب به نظر برسد.» این درخواست بیش از حد ذهنی و مبهم است. چیزی که از نظر شما خوب است، الزاماً برای سیستم یا دیگران هم خوب تلقی نمیشود.
او چهار مؤلفه اصلی را برای نگارش پرامپت ویدئوی هوش مصنوعی برشمرد:
۱. سوژه (Subject)
متخصصان ارتباطات باید پرامپت خود را با تعریف دقیق آنچه میخواهند در قاب اصلی ویدئو دیده شود آغاز کنند. تعریف دقیق سوژه، لنگر واقعگرایی در ویدئوهای هوش مصنوعی است و به جلوگیری از حرکات غیرطبیعی کمک میکند.
نیوینسکوس گفت: «نتایج ناآشنا و غیرطبیعی معمولاً از نبودِ جزئیات کافی درباره سوژه ناشی میشود. سیستم ممکن است از نظر فنی یک انسان تولید کند، اما مفاهیمی مثل اقتدار، آرامش یا نیت را درک نمیکند مگر اینکه آنها را مشخص کنید.»
نمونه پرامپت:
«مدیرعاملی با اعتمادبهنفس در یک دفتر مدرن شرکتی ایستاده، رو به دوربین، با وضعیت بدنی آرام و طبیعی و حرکات هدفمند دستها.»
۲. نورپردازی (Lighting)
نورپردازی به مخاطب سیگنال احساسی و معنایی میدهد. برای ارتباطات داخلی، نور میتواند ابزاری مؤثر برای تقویت اعتماد باشد. نیوینسکوس پیشنهاد کرد نوع نورپردازی را بر اساس موضوع ویدئو تنظیم کنید.
او گفت: «برای آموزش داخلی یا گزارشهای معمول، نور شرکتی و درخشش تمیز و کنترلشده مناسب است. اما در ارتباطات بحران یا پیامهایی که اعتماد در آنها کلیدی است، نور نرمتر و خنثیتر حس امنیت و باورپذیری بیشتری ایجاد میکند.»
نمونه پرامپت (برای یک بهروزرسانی سازمانی):
«نور استودیویی سافتباکس با دمای رنگ ۵۶۰۰ کلوین، سایههای حداقلی و زیباییشناسی تمیز و شرکتی.»
۳. دوربین (Camera)
دستورهای مربوط به دوربین میتوانند پیام را تقویت کنند. برای مثال، در ویدئویی که درباره تغییرات سازمانی صحبت میکند، حرکات پویای دوربین میتواند مفهوم تغییر را بهصورت غیرکلامی منتقل کند.
نیوینسکوس گفت زاویه دوربین بر برداشت مخاطب از پیام اثر میگذارد: «اگر دوربین را کمی پایینتر از سوژه قرار دهید، او قدرتمندتر دیده میشود. اگر با عمق میدان کم، قاب را نزدیکتر بیاورید، حس صمیمیت ایجاد میشود.»
نمونه پرامپت (برای اعلامیه اجرایی با استفاده از دوقلوی دیجیتال):
«نمای قهرمان از زاویه پایین با لنز ۳۵ میلیمتری، قاب ثابت، با تأکید بر حضور و رهبری.»
۴. سبک (Style)
بخش سبک در پرامپت، میزان پرداخت و صیقل نهایی ویدئو را تعیین میکند. نیوینسکوس تأکید کرد که سبک باید با لحن پیام همراستا باشد.
او گفت: «هر پیام نیاز به حالوهوای دراماتیک یا بسیار براق ندارد. گاهی به چیزی نیاز دارید که زمینی، آرام و متعادل باشد. سبک به سیستم میگوید ویدئو در چه رجیستر احساسی قرار بگیرد.»
نمونه پرامپت:
«سبک سینمایی حرفهای با حرکت ۲۴ فریم بر ثانیه، موشنبلور ظریف، حرکت واقعگرایانه انسان، نرخ طبیعی پلکزدن و فیزیک دقیق.»
نیوینسکوس در پایان تأکید کرد که پرامپتنویسی دقیق تنها به تولید ویدئویی زیبا منجر نمیشود، بلکه به خلق محتوایی میانجامد که مخاطب هدف را واقعاً درگیر میکند.
او گفت: «وقتی مانند یک کارگردان پرامپت را ساختاربندی میکنید، فقط ویدئوهای بهتری نمیسازید؛ بلکه از اعتماد به برند محافظت میکنید، ریسک را کاهش میدهید و محتوایی تولید میکنید که مردم واقعاً مایل به تماشای آن هستند.»



















ارسال پاسخ