حقیقت در عصر میم و هوش مصنوعی؛ چرا پیش‌دستی ارتباطی حیاتی است؟

اعتبار در محاصره قرار گرفته است. برخورد شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی، بازیگران مخرب و فریبکار را توانمند کرده است؛ کسانی که می‌دانند دروغ‌ها سریع‌تر از واقعیت منتشر می‌شوند — به‌ویژه زمانی که پیش‌فرض‌های ما را تأیید و تقویت می‌کنند.

تولید پروپاگاندا آسان و به‌شدت مخرب است. حتی زمانی که پست‌ها یا میم‌ها ساده‌ترین آزمون‌های اعتبارسنجی را هم پشت سر نمی‌گذارند، باز هم فراگیر می‌شوند؛ زیرا افراد بدون آن‌که تنها ۳۰ ثانیه وقت بگذارند و در گوگل بررسی کنند که ادعا واقعی است یا منبع معتبر است، آن‌ها را بازنشر می‌کنند.

پس از دستگیری مادورو، «سندی» در فضای آنلاین منتشر شد که ادعا می‌کرد یک مقام پیشین ونزوئلا — که اکنون به اتهام نارکوتروریسم در زندان فدرال ایالات متحده به‌سر می‌برد — فهرستی از سناتورهای آمریکایی دریافت‌کننده رشوه از رژیم چاوز/مادورو را افشا کرده است. این ادعاها گسترده، افترا‌آمیز و فاقد هرگونه مدرک معتبر بودند. با این حال، این گرافیک در برخی محافل همچون حقیقتی مسلم دست‌به‌دست شد؛ آن هم با وجود خلأهای آشکار حقوقی و منطقی در روایت ماجرا.

برای افراد، سازمان‌ها و کسب‌وکارهایی که هدف ادعاهای جعلی قرار می‌گیرند، اعتباری که طی دهه‌ها ساخته شده است می‌تواند در عرض چند ساعت نابود شود. حتی اگر اتهام نادرست باشد، هدف ناچار است به آن پاسخ دهد — و انکار کردن بدون آن‌که گویی نشانی از تقصیر دارد به نظر برسد، حتی برای فردی کاملاً بی‌گناه نیز دشوار است.

رهبران و سازمان‌ها باید بپذیرند که این فضا دائمی است. راهبردهای ارتباطی دیگر نمی‌توانند صرفاً بر مبنای گفت‌وگوی مبتنی بر حسن‌نیت طراحی شوند؛ بلکه باید برای جهانی ساخته شوند که در آن اطلاعات نادرست، اسناد جعلی و «شواهد» تولیدشده با هوش مصنوعی با سرعتی سرسام‌آور منتشر می‌شوند. این امر مستلزم زمان پاسخ‌گویی کوتاه‌تر و ایجاد اعتماد ذی‌نفعان پیش از وقوع بحران‌هایی است که بر پایه واقعیت‌های ساختگی شکل می‌گیرند.

با این حال، حتی بهترین ارتباطات نیز در خلأ کارآمد نیستند. افراد در زیست‌بوم شبکه‌های اجتماعی باید با بازآموزی عادتی فراموش‌شده — راستی‌آزمایی — مسئولیت شخصی خود را بپذیرند.

پیش از بازنشر، پرسش‌های پایه‌ای مطرح کنید: منبع کیست؟ آیا قابل‌راستی‌آزمایی است؟ آیا این ادعا در منابع معتبر دیگر نیز یافت می‌شود؟ آیا منطقی به نظر می‌رسد؟ اگر ادعایی در صورت صحت، پیامدهایی انفجاری دارد، مستحق بررسی مضاعف است نه تقویت فوری. حتی صبر ۴۸ ساعته پیش از اظهار نظر نیز اقدامی خردمندانه است تا گردوغبار فروبنشینَد و سپس دیدگاه خود را علنی کنید.

بازنشر میم‌ها و اظهارات آشکارا نادرست در شبکه‌های اجتماعی به معضلی جدی در جامعه تبدیل شده است؛ معضلی که به‌طور ضمنی در فرهنگ آنلاین ما ترویج می‌شود و به تمامی ابعاد زندگی شخصی، سازمانی و تجاری ما سرایت کرده است.

اطلاعات نادرستی که پس از مرگ الکس پرتی در جریان یک اقدام اجرای قوانین مهاجرت فدرال در مینیاپولیس منتشر شد، نمونه‌ای تلخ و تکان‌دهنده از گستردگی و زیان‌بار بودن این روند است.

در یکی از پست‌های پربازنشر در فیس‌بوک، فردی تصویری تحقیرآمیز از مردی با پوشش درگ‌کوئین تحریک‌آمیز منتشر و ادعا کرد که تصویر متعلق به آقای پرتی است. هنگامی که کاربر دیگری درباره منبع و صحت آن پرسش کرد، منتشرکننده پاسخ داد: «اگر معلوم شود جعلی است، آن را حذف می‌کنم.»

این رویکرد دقیقاً وارونه است و نشان‌دهنده فقدان نگران‌کننده مسئولیت‌پذیری و اخلاق فردی است؛ رویکردی که به رویدادی از پیش ملتهب، سوختی دروغین افزود. این نمونه کوتاه، ضرورت فوری مسئولیت‌پذیری فردی، رهبری قوی و راهبردهای ارتباطی هدایت‌شده توسط متخصصان امور عمومی و ارتباطات را برجسته می‌کند؛ متخصصانی که می‌دانند چگونه در چشم‌انداز رسانه‌ای حرکت کنند و روایت‌های نادرست را با شفافیت و صداقت اصلاح کنند.

قوی‌ترین دفاع، برنامه ارتباطی پیش‌دستانه و جامع است که سازمان را بسیار پیش از ظهور ادعای جعلی، به نهادی عمیقاً مورد اعتماد تبدیل کند. سازمان‌هایی که به‌طور مستمر ارتباط برقرار می‌کنند، تصمیمات خود را شفاف توضیح می‌دهند و سابقه‌ای از شفافیت می‌سازند، سرمایه اعتبار انباشته می‌کنند. هنگامی که جنجال شکل می‌گیرد، مخاطبان و خبرنگاران بسیار محتمل‌تر است که به این سازمان‌ها فرصت تردید به نفع‌شان بدهند.

به همان اندازه، پیش‌بینی حملات اهمیت دارد. راهبرد مؤثر به معنای انتظار منفعلانه برای گسترش ادعاها نیست؛ بلکه شامل «پیش‌خنثی‌سازی» آن‌ها از طریق نام‌بردن و افشای دروغ‌ها و توضیح ساده و روشنِ نادرستی آن‌هاست. در این صورت، هنگامی که افراد بعداً با آن دروغ مواجه شوند، احتمال باور کردن آن به‌مراتب کمتر خواهد بود.

به‌جای مقابله موردی با اطلاعات نادرست، تیم‌های ارتباطی هوشمند می‌توانند یک توضیح واحد و معتبر — مانند بیانیه رسمی، صفحه فرود یا مخزن اسناد — ایجاد کرده و همه مخاطبان را به یک منبع واحد برای دریافت اطلاعات صحیح هدایت کنند. پاسخ باید نه‌تنها موضع و دفاع هدف را شامل شود، بلکه بی‌اعتباری منبع ادعا را نیز تبیین کند. همچنین در بودجه و دامنه اقدام کوتاهی نکنید — همکاری با یک آژانس مدیریت بحران و اجرای تبلیغات دیجیتال ممکن است ده‌ها هزار دلار هزینه داشته باشد، اما می‌تواند میلیون‌ها دلار زیان را پیشگیری کند.

در بسیاری از موارد، قدرتمندترین صداها درون سازمان هدف قرارگرفته نیستند. اعتباربخش‌های ثالث — مانند کارشناسان مستقل، رهبران جامعه یا مشتریان — اغلب می‌توانند دروغ‌ها را با اعتباری بیش از خودِ هدف رد کنند. بخشی کلیدی از پاسخ به بحران، بسیج سریع این صداها و ارائه اطلاعات لازم برای سخن‌گفتن مطمئن به آن‌هاست.

هر رویداد مرتبط با اطلاعات نادرست نیازمند بازبینی دقیق پس از اقدام است: روایت جعلی چگونه آغاز شد، چه کسی آن را آغاز کرد و چرا، و کدام پاسخ‌ها اثربخش‌تر بودند. نتیجه این بازبینی باید به‌روزرسانی دستورالعمل‌ها، تسریع نظام‌های پاسخ‌گویی و حتی طراحی ارتباطات پیش‌دستانه برای خنثی‌سازی حمله بعدی پیش از تثبیت آن باشد.

در نهایت، سازمان‌ها و افرادی که کمترین آسیب را از اطلاعات نادرست می‌بینند، کسانی هستند که نظام‌ها و انضباط لازم برای دفاع از خود را با سرعت جنگ اطلاعاتیِ مدرن ایجاد کرده‌اند.

منتظر آن نمانید.
برای آن برنامه‌ریزی کنید.

کری تولوتزکو مدیر امور عمومی در شرکت Proven Media Solutions است.