در دنیای امروز، متاسفانه اعتماد عمومی به سازمانهایی که مدعی انجام کارهای خیر هستند، در حال کاهش است.
از مکاتبات جفری اپستین با بنیاد گیتس گرفته تا انباشت ۱۴ میلیارد دلار دارایی در بنیاد خیریه ایلان ماسک در حالی که کمکهای اندکی ارائه شده، و نیز عقبنشینی برخی سازمانهای غیرانتفاعی از اهداف اعلامشده خود در پی تهدیدهای دولت ترامپ برای قطع بودجه فدرال—همگی نشانههایی از کاهش اعتماد به بخش بشردوستانه هستند. این موضوع در گزارش اخیر شرکت روابطعمومی Global Situation Room در واشینگتن دیسی درباره ریسکهای اعتباری مطرح شده است.
در مجموع، ۵۲ درصد از اعضای «شورای مشورتی ریسک جهانی» این مؤسسه—که شامل بیش از ۱۴۰ کارشناس مدیریت بحران، رهبران کسبوکار و دیپلماتهای پیشین است—معتقدند سازمانهای خیریه در سال گذشته در برابر فشارهای سیاسی، بیش از حد امتیاز دادهاند.
آبا بلنکسون، عضو این شورا و مدیر ارشد بازاریابی و ارتباطات NAACP، میگوید: «این گزارش نشان میدهد که بخش بشردوستی در یک مقطع حساس قرار داشت، اما شاید آنطور که باید از این فرصت استفاده نکرد.»
همچنین ۴۴ درصد از اعضای شورا اعلام کردهاند که حذف برنامههای مرتبط با تنوع، برابری و شمول (DEI) توسط نهادهای خیریه شرکتی، بهطور جدی به اعتبار آنها آسیب زده است.
یکی از نتایج این روند، به گفته گزارش، شکلگیری این تصور در میان مردم عادی است که «بشردوستی در مقیاس بزرگ کمتر از سر نوعدوستی واقعی و بیشتر برای تطهیر وجهه، کسب دیدهشدن و تثبیت جایگاه اجتماعی انجام میشود.»
ویجی ویسواناتان، استاد و معاون دانشکده ارتباطات بازاریابی یکپارچه در دانشگاه نورثوسترن، هشدار میدهد که اگر این کاهش اعتماد کنترل نشود، چرخه مثبت کمک و حمایت به چرخهای منفی تبدیل خواهد شد؛ بهطوری که سازمانها برای جذب منابع مالی، نیروی انسانی و توجه عمومی با دشواری مواجه میشوند.
او این وضعیت را «آبشار اعتباری» توصیف میکند: «حتی افرادی که از خدمات شما بهرهمند میشوند، ممکن است نخواهند با شما ارتباط داشته باشند.»
سه راهکار برای بازسازی اعتماد
۱. شفافسازی و توضیح واقعیتها
به گفته بلنکسون، دوران ارفاق به سازمانهای خیریه صرفاً به دلیل ادعای انجام کار خیر به پایان رسیده است: «امروز همه زیر ذرهبین هستند.»
چالش اصلی اینجاست که نزدیک به ۹۰ درصد اعضای شورای مشورتی معتقدند سازمانهای بشردوستانه در اطلاعرسانی درباره فعالیتهای خود عملکرد ضعیفی دارند.
در شرایطی که مبالغ کلانی برای تغییر جنبههای مختلف جامعه هزینه میشود، شفافیت درباره منابع مالی و نحوه تخصیص آنها میتواند پاسخگویی را افزایش دهد.
ویسواناتان تأکید میکند: «سازمانها باید بسیار شفافتر عمل کنند و واقعیتها را صادقانه بیان کنند.»
او همچنین ارزیابیهای مستقل یا دریافت گواهی از نهادهای ثالث مانند GiveWell یا Charity Navigator را راهی برای تقویت اعتبار میداند.
۲. تمرکز بر نگاه بلندمدت
دولتها تغییر میکنند، فناوری پیشرفت میکند و دیدگاههای رایج دگرگون میشوند.
ویسواناتان میگوید: «اگر در حوزهای سرمایهگذاری میکنید، باید انتظار شوکها را داشته باشید. لازم است با دید بلندمدت حرکت کنید و برای تابآوری در برابر این تغییرات برنامه داشته باشید.»
بلنکسون نیز توصیه میکند که سازمانها بهطور مستمر گفتوگوهای بینبخشی برای طراحی سناریوهای مختلف داشته باشند. حتی اگر بسیاری از این سناریوها هرگز اجرا نشوند، همین تمرین میتواند «توانمندی سازمانی» ایجاد کند.
۳. جسارت در تصمیمگیری و اقدام
برای رهبری در شرایط فعلی، برخی سازمانها باید ریسک کنند—حتی اگر تنها بمانند.
بلنکسون میگوید: «این یک فرصت برای شجاعت است؛ فرصتی برای اینکه سازمانها هویت، مأموریت و دلایل تصمیمگیریهای خود را شفاف بیان کنند.»
او هشدار میدهد که عدم تطابق میان گفتار و عمل، به فرسایش اعتماد منجر میشود—فرایندی که با گذشت زمان تشدید خواهد شد.
ویسواناتان نیز جمعبندی میکند: «به محض اینکه نتوانید از موضع خود دفاع کنید و بر باورهایتان بایستید، افکار عمومی تصور میکند یا کاری نادرست انجام میدهید یا اساساً هرگز به آن هدف باور نداشتهاید.»



















ارسال پاسخ